الشيخ علي المشكيني
179
تفسير روان (فارسى)
قدرت تامهء مطلقهء الهيه ، بر كُلّ ممكنات محقّق است . بنابراين انقلاب عصا به مار براى خداى قادر امرى سهل خواهد بود . چون موسى به خطاب أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ سرافراز گشت ، اطمينان تام يافته باز آمد و به جرأت تمام دست به طرف مار برده آن را پيش كشيد ، همان عصا شد . و باز ندا رسيد : ( آيهء 32 ) اسْلُكْ يَدَكَ فِى جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَ نِكَ بُرْهنَانِ مِن رَّبّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَ مَلَإِيْهِى إِنَّهُمْ كَانُواْ قَوْمًا فسِقِينَ لغت : جيب به معنى گريبان . و جناح به معنى بال كه در اين جا دست مقصود مىباشد . تفسير : اسْلُكْ يَدَكَ فِى جَيْبِكَ : دست خود را در گريبان خود كن ، تَخْرُجْ بَيْضَآءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ : تا چون بيرون آورى سفيد درخشنده ، بدون عيب و نقص بيرون آيد . مراد آن است كه سفيدى آن مانند سفيدى بيمارى برص نباشد . علامهء مجلسى رحمه الله نقل نموده كه چون موسى به طور آمد ، درختى را ديد كه آتش در آن مشتعل گرديده . چون نزديك رفت كه آتش بردارد ، آتش به طرف او ميل كرد ، ترسيد و برگشت ، آتش هم بجاى خود رفت . باز متوجه درخت شد ، باز آتش شعله كشيد تا سه مرتبه ، موسى عليه السلام گريخت و رو به عقب نمود ؛ ندا رسيد : اى موسى ، منم خداوندى كه پروردگار عالميانم . موسى پرسيد : چه دليل باشد بر اين ؟ ندا رسيد : چيست در دست راست تو ؟ موسى گفت : عصاى من است . خطاب شد بينداز آن را . چون عصا را انداخت مار شد ، موسى ترسيد و گريخت . ندا شد : بگير آن را و مترس ، به درستى كه تو از